تبليغاتX
...... نغمه هاي غر يبا نه - شعری از دوست عزیزم جناب آقای اسماعیل سربازی

 

 

شانه برزلف پريشان زده يارم امشب

 

همچومستي كه خمارست خمارم امشب

 


ديگرازمسجد وميخانه مرا سودي نيست

 

زين سبب مستم وسرگرم قمارم امشب

 


فتنه از سلسله موي بتان ميخيزد

 

حاليادرعجبم خواب ندارم امشب

 


سالياني ست كه من شيفته ومجنونم

 

فرصت ازدست برود گر ننگارم امشب

 


شوخ چشم است وپريچهره وشيرين گفتار

 

عقل وهوشم بربوده است نگارم امشب

 


پيرميخانه چو من مست وقدح دردستش

 

شرمم آيد چو نشيند به كنارم امشب

 


ترسم از عاقبت كاروخطا پوشي خويش

 

كه چنين مستم وگريانم وزارم امشب

اسماعيل سربازي

+ نوشته شده توسط مجید جمشیدی راد در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387 و ساعت 21:54 |