تبليغاتX
...... نغمه هاي غر يبا نه

آفت نگا هش شده چشمان بسته ام  و رنگ بيمارم  تلنگر

 

دل شوره اي باز ... مي نوازد نت حضورش را و چه معصومانه

 

 مي ستايد قامت بودنم را ... من اما پرچين شمايلش را نديدم

 

و سايه ي عطر  ياس اش را ... كجا گذاشتم چمدان رفتنم

 

 و كفش هاي برهنه ي ديروزي ام را ؟ مي خواندم راه تمام

 

نرفته هايم را ومي سرايد نغمه هاي غريبانه ام را ...

 

پا مي شوم با عصائي سفيد... اما او باز هم مي ستايد

 

 قامت سرد بودنم را ...

 

مجيد جمشيدي راد شهريور 87

 

+ نوشته شده توسط مجید جمشیدی راد در یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387 و ساعت 1:34 |
+ نوشته شده توسط مجید جمشیدی راد در جمعه یکم شهریور 1387 و ساعت 23:3 |