قاصدك نياز من
قاصدك خاكي من رنگ ستاره ديده بود ....
قاصدك خاكي من بوي اجابت شنيده بود ...
قاصدك خاكي من بال تقرب يافته بود...
قاصدك خاكي من دل از زمين كنده بود ...
قاصدكم رفته بود تا عمق آسمان زيبا ...
قاصدكم سبك شده .... قاصدكم سبز شده .... قاصدكم زنده شده ....
رفته بود تا دل خدا ! ! !
طفلكي چقدر ساده بود .... راه آسمان بسته بود .... ستاره اي اصلا" بود – نبود
......... قاصدك خاكي من !!!
قاصدك نياز من ....... دعا و سوز و آه و من ....... تو كنج خانه مانده بود....
ره به جائي نبرده بود
قاصدك نياز من
قاصدك نياز من
(مجيد جمشيدي هشتم فروردين 87)

